اثرات سطوح مختلف اسانس گیاه مرزه (Satureja Hortensis L.) بر عملکرد، تخمیر شکمبه‌ای و متابولیت‌های خونی بزغاله‌های بومی آذربایجان‌غربی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران

2 استاد، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران

3 استادیار، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران

4 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شبستر، ایران

5 دانشجوی دکتری گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران

چکیده

این آزمایش به منظور بررسی تأثیر استفاده از سطوح مختلف اسانس مرزه و نوع غله بر عملکرد، غلظت اسید‌های چرب فرار شکمبه و برخی فراسنجه‌های‌خونی بزغاله های‌بومی آذربایجان غربی انجام گرفت. تعداد 36 رأس بزغاله ماده با میانگین وزن 26/2± 18 کیلوگرم در یک آزمایش فاکتوریل3×2 در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی به مدت 11 هفته مورداستفاده گرفت. جیره‌های آزمایشی حاصل ترکیب سه سطح اسانس مرزه (صفر،200 و 400 میلی گرم در روز) و دو نوع غله ذرت و جو بود. بزغاله‌ها در قفس های انفرادی  به طور آزاد به آب و غذا دسترسی داشتند. نتایج نشان داد که سطوح مختلف اسانس مرزه و نوع دانه غلات تأثیر معنی‌داری بر افزایش وزن، مصرف ماده خشک و ضریب تبدیل خوراک نداشت. غلظت کل اسیدهای چرب فرار و استات مایع شکمبه در گروه‌های آزمایشی تغذیه شده با سطح 400 میلی گرم اسانس مرزه و دانه جو نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی بالاتر بود (05/0p<). با این وجود نسبت های مولی پروپیونات و بوتیرات و اسیدهای‌چرب شاخه‌دار تحت تأثیر هیچ یک از فاکتورهای آزمایش قرار نگرفت (05/0p>). غلظت گلوکز خون، تحت تاثیر سطوح اسانس قرار گرفت (05/0p<). نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از اسانس مرزه ممکن است سبب تغییر در تخمیر شکمبه گردد، در حالیکه غلظت فراسنجه­های خونی به غیر از گلوکز خون تحت تأثیر فاکتور­های آزمایش قرار نگرفت